به نام لیلی, توسعه فردی, داستان, داستان نویسی, مقالات

داستان کوتاه باغ شاه‌توت| روش مواجهه و حل مشکل بدون استرس

روش حل مشکل بدون استرس

لی‌لی خسته و ناامید زیر درخت شاه‌توت نشست، به تنه درخت تکیه داد، چشم‌هایش را بست، دلش می‌خواست در این لحظه با تمام هستی یکی شود، دلش می‌خواست در این لحظه پروانه ای شود و به سراسر آن دشت زیبا پر بکشد.

پروانه‌ای آرام بر بینی لی‌لی نشست. پروانه می خواست دقیقا به چشمان او زل بزند: لیلی دلیل غمگینی هایت را پیدا کن. ببین ماجرا از کجا شروع شد؟ این غصه ها، این خستگی ها و کلافگی ها؟

لیلی با کمی مکث به سوال های پروانه فکر کرد و گفت: از همان صبح لعنتی که چشم هایم را باز کردم. از همان صبح لعنتی از همان لحظه ای که بدهی هایم را یادم آورد. از همان لحظه ای که مشکلات پیش رویم را دیدم. همه چیز از همین صبح شروع شد.

پروانه تبسمی زد و پلکی نازک کرد: لیلی تو قدم های خیلی بزرگ و سریعی برداشتی. لازم است کمی سرزنش ات کنم. تو خیلی سریع دویدی و حالا به نفس افتاده ای.

حالا هم دیر نشده است. همه چیز را رها کن و شروع کن و با قدم های آهسته گام بردار و صبورانه از مسیر لذت ببر.

شاید درست هنگامی که در مسیر آهسته و صبورانه قدم می زدی و از طبیعت دشت لذت می بردی، راه کار یکی از همان مشکلاتی که می گویی کلافه ات کرده را هم دیدی.

لیلی کم کم داشت چشم هایش را باز می کرد. خواب کوتاه اما عمیقی بود. گویا تمام خستگی را از جسم و روحش با خود برده بود. همین که می خواست به مشکلات پیش رویش فکر کند و دوباره کلافه شود یاد حرف های پروانه افتاد. باید آهسته و صبورانه قدم بردارم و از مسیر لذت ببرم.

لیلی با لبخند شکاکانه ای چشم هایش را باز کرد. پروانه از روی بینی لیلی پر کشید تا در دشت، سفر صبورانه و زیبایش را ادامه دهد.

 

گاهی اوقات بدون اینکه دلیلش را بدانیم احساس می کنیم حالمان آنقدر که باید خوب باشد خوب نیست. به اندازه کافی شاد نیستیم. چنین هنگامی، اگر خوب دقیق شویم می توانیم علت حال ناشاد خود را بیابیم.

این حال ناخوب ممکن است هر دلیلی داشته باشد.

ممکن است سر منشا آن یک اضطراب و نگرانی در مورد یک رخداد احتمالی باشد. ممکن است اتفاقی ناخوشایند سبب شده باشد تا باقی روز را هم در کسالت و حس ناخوشایند سپری کنیم.

در این زمان بهتر است ریشه را بیابیم. ریشه درمانی بهتر از مرهم درمانی است.

مشکلی که ریشه و اساس آن شناسایی شود و به‌صورت اصولی رفع گردد بسیار بهتر از زخمی است که با خودفریبی مرهمی موقت بر روی آن قرار دهیم.

پس از شناسایی ریشه و علت نگرانی‌مان، درمان انتخابی باید به گونه‌ای باشد که سبب ایجاد باورهای درست شود. هیچ راه حلی بهتر از باورسازی مناسب وجود ندارد. ایجاد باور درست تنها درمان شناخته‌شدهِ موثر است.

باورسازی برخلاف ظاهر پیچیده‌ای که بخود گرفته، بسیار آسان‌تر و شیرین‌تر از تصورمان است. یکی از روش‌های بسیار خوب باورسازی، منطقی‌سازی برای ذهن است. منطقی‌سازی با بیان حقایق متضاد، نمونه‌های حقیقی و البته ملموسِ خلاف باورهای نادرست و پیشین‌مان را به ما نشان می‌دهد.

برای استفاده از روش منظقی‌سازی ذهنی به منظور ایجاد باورهای درستِ جایگزین، کافی است همان اتفاق یا ترس و یا نگرانی که سبب شده حالِ روزمان را خراب کند را بیابیم. در واقع ابتدا لازم است علت حال بد خود را بیابیم و سپس با نشان دادن واقعیت هایی مخالف آن اتفاق، هم حال خود را بهبود بخشیم و احساس خوب را در خود ایجاد نماییم و هم اینکه با نشان دادن شرایط حقیقی و مطلوب، باورهای مثبتی را جایگزین کنیم.

 

در این داستان همانطور که مشهود است یک گرفتاری برای لیلی پیش آمده است، به نظر می آید گره مالی در کار باشد، او از بدهی صحبت کرده است. او اضطراب دارد تا مشکلاتش حل نشود. به درخت شاه توت پناه آورده تا حال او را بهتر کند که در همان حال به خواب کوتاه ولی عمیقی می رود.

پروانه در عالم خواب و بیداری بر روی بینی لی‌لی نشسته و با او سخن می گوید. به او یاداوری می‌کند که در این مسیر زیاده‌روی کرده و اکنون دچار بدهی‌هایی شده است (رویارویی و پذیرش واقعیت کنونی و مسئولیت آن).

سپس پروانه به او یادآوری می‌کند که هیچ وقت برای شروع و جبران دیر نیست (ایجاد انگیزه و امید).

سپس از او می خواهد تا در مسیر زندگی با تماشای زیبایی‌های اطراف، قدم‌‌‌های کوچک و آهسته بردارد و راه‌حل مسائل پیش‌روی خود را در همان قدم‌های کوچک و زیبایی‌های اطرافش ببیند (ارائه راه‌کار عملی).

 

اما من اگر جای پروانه بودم موضوعی دیگر را نیز به لیلی یادآوری می کردم؛ موفقیت‌ها و حل مسائل قبلی‌اش را یک به یک یادش می‌آوردم. او بارها شرایط مشابهی داشته که آنها را با موفقیت حل کرده است.

لی‌لی توانایی‌ها و مهارت‌های زیادی دارد اما گاهی آنها را فراموش می‌کند. اگر اراده کند خیلی سریع می‌تواند مثل “فلان” روزخاص که پس از جدیدت و تصمیم‌گیری درست، با یادآوردن توانایی خود مشتری خیلی خوبی سر راه او قرار گرفت. او دوباره با یاداوری توانایی‌هایش و تصمیم‌گیری جدی دوباره برای استفاده از توان و ظرفیت وجودی و استعدادها و مهارت‌هایش به راحتی می‌تواند این مساله را نیز حل کند.

 

همچنین در جواب اضطراب‌هایش، تغییر و بهبود شخصیتش را به او یاداوری می‌کردم که موجب شده نتایج بهتری را تا به الان برای خود رقم بزند؛ او حتی در کتابخوانی هم پیشرفت کرده و کتاب‌هایش را کاملاً می‌خواند و برنامه‌هایش را با موفقیت به سرانجام می‌رساند. او برنامه‌هایش را طبق پیش بینی و خواسته‌اش پیش می‌برد، در برنامه‌ریزی‌هایش بسیار منظم‌تر شده و البته به هرچیزی که بخواهد می رسد. او نسبت به گذشته خود شخصیت با اعتمادبنفس و قوی پیدا کرده است که باید قدرش را بداند.

با یاداوری خاطراتش به او یاداوری می کنم که قبلا توانسته از پس چنین مشکلاتی حتی دشوارتر به راحتی بر بیاید، پس این بار نیز به‌مانند قبل و حتی تواناتر از گذشته توانایی‌اش را دارد.

 

به خاطر آوردن و بیان مثال‌های موفقیت فردی و خاطرات آن نه تنها موجب کاهش ترس‌ها و نگرانی‌ها و اضطراب‌های ما می شود، چه بسا با تکرار و مثال‌های بیشتر و واضح تر موجب باورسازی مناسب و ایجاد انگیزه و حسِ قدرت و توانایی، به‌صورت منطقی می‌شود.

هرگونه احساس خوب به‌هنگام یادآوری خاطرات موفق، نشان‌دهنده جوانه‌زدن باورهای درست و قوی است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *