توسعه فردی, خودشناسی, مقالات, نویسندگی, یادداشت روزانه

ضمیمه- شغل موردعلاقه

نویسندگی و تولید محتوا جزیی جدایی ناپذیر از زندگی من است.

اما چه چیزی باعث می شود که بخواهم شغل دیگری را انتخاب کنم؟

شغل من شاید نوشتن باشد اما هرگز تدریس نویسندگی نیست. شغل من همانی است که می توانم ساعت ها با شوق و اشتیاق درباره آن بحث کنم و آموزش هایی ارائه دهم. من این ویژگی را درمورد ستاره شناسی هم داشتم اما از آنجا که تولید محتوای متنی درباره آن را دوست نداشت فهمیدم باید آن را کنار بگذارم و به دنبال شغلی باشم که شوقش مرا به نوشتن و تدریس و صحبت وادارد.

یکی از موارد دیگری که سبب شد همچنان به دنبال شغل موردعلاقه ام باشد، این بود که طبق مقاله ای که قبلا نوشتم یکی از ویژگی های کار موردعلاقه این است که از انجام آن کار برای دیگران هم لذت ببری. پس اگر من یک محتواگر واقعی باشم باید تولید محتوای دیگران را نیز به اندازه محتوای سایت و صفحه خود دوست داشته باشم و از آن لذت ببرم و بخواهم چالش آن را بپذیرم و بهای رشد در این حوزه را اینگونه پرداخت کنم.

اما این ویژگی را در خود نیافتم. ماه تولد من این فرصت را به من بخشید تا به خودم جسارت نقاشی کردن دهم. کاری که سالها به طور عمد و غیرعمد خود را از انجام آن منع کرده بودم.

قلم موی ابرنگ را در دست گرفتم. دو عدد لیوان پر از آب را کنار خود قرار دادم، آبرنگ ۱۲ رنگ رهاشده در وسایلم را از لابه لای لوازم طراحی و نقاشی خاک گرفته بیرون کشیدم و قلم موی رنگی را بر روی تکه مقوای الر ۲۰۰ گرمی که برای کار سیاه قلم از قبل در وسایلم باقی مانده بود بیرون کشیدم. در قلبم احساس تازگی کردم. این را نشانه ای دیدم که باید دنبال آن بروم.

اما موضوعی این قدم مرا نیز مردد کرد. شاید همین نقاشی هم کار موردعلاقه من نباشد.

پیش تر هم موقع طراحی اسکیس، تصویرسازی های فانتزی و همچنین داستان های کمیک احساس خوب تازگی قلبم را تجربه کرده بودم. حتی درهنگام تماشای آسمان نیز این احساس را داشتم، هنوز هم قلبم برای دیدن آسمان می تپد.

آن چیزی که من عاشقش هستم. زیبایی و عشق (احساس خوب) است و سپس در اولویت بعدی تکنیک و متریال قرار دارد. پس برای من موضوع اهمیت بیشتری دارد.

آن چیزی که حالا به ذهنم رسید این است که من باید موضوع خود را بیابم و سپس بررسی کنم که با کدام تکنیک همخوانی دارد و چه محصول و محتوایی را می توانم از آن بیرون بکشم. کدام متریال و تکنیک برای اجرای ایده ام مناسب است و سپس بپرسم که چگونه می شود از آن محتوایی/محصولی کاربردی برای دیگران تهیه کرد؟

درنهایت باید حواسم جمع باشد، هرکجا قلبم احساس تازگی کرد بدانم آنجا جای من است و آن مسیری است که باید ادامه دهم.

نکته: نوشتن تو را از تردیدهایت جدا می سازد. بطوریکه می توانی تردیدهایت را به یقین تبدیل کنی. با نوشتن می توانی همه انتخاب هایت را از زوایا و جوانب مختلف بررسی کنی و درباره تمام ایده ها بنویسی. و درنهایت به قلبت رجوع کنی و آنها را با احساس قلبی خود در آرامش بسنجی. یک الی دو روز بعد به نوشته هایت بازگرد و دوباره آنها را بررسی کن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *