یادداشت روزانه

هذیان

“”… در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را…”
سکوتی سنگین بر قلبم نشسته است. کلمات بر زبانم خشکیده و مجال گفت‌وگویم تنها روی کاغذ رنگ میگیرد. به گمانم هذیان می نویسم، بهتر است دیگر ادامه ندهم. حال دلیل سکوتم را می دانم، دوری از هذیان گویی. دهانم هوش بالاتری دارد.

قلم را زمین می گذارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *