فرناز قاید هستم، اهل خوزستان و شهرستان دزفول
نقاشی از علایق کودکی‌ام بوده است.
در کودکی آبرنگ را بدترین متریال اختراع شده برای نقاشی می‌دانستم که کاغذ را پرموج می‌کند و درنهایت اثری کمرنگ از خود به جای می‌گذارد. این اولین شناخت من از آبرنگ بود البته از جعبه دوازده رنگ قدیمی و کودکانه‌ای که کیفیت چندان جالبی نداشت.

بعدها در کتاب‌های هنر با نقاشی‌های آبرنگ بیشتری آشنا شدم ولی هرگز تصور این را نداشتم که بخواهم دوباره آبرنگ را امتحان کنم.

هم‌زمان با تحصیل هنر را در خلوت و موازی درس، گاه و بیگاه دنبال می‌کردم.
به ریاضیات، فیزیک و ستاره شناسی بسیار علاقه داشتم. عضو انجمن نجوم شهرستان بودم و هدف من در آن دوره ادامه تحصیل در این رشته بود. دیپلم ریاضی و فیزیک را گرفتم و به دانشگاه رفتم رشته مهندسی کامپیوتر را انتخاب کردم و درنهایت در رشته مهندسی کامپیوتر نرم افزار در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شدم.
بسیارخوشحالم که نود درصد پایان نامه‌ام را خودم نوشتم، همان زمان متوجه شدم اگرچه به موضوع پایان نامه‌ام تا حدودی علاقه دارم اما دیگر نمی‌خواهم در این رشته ادامه دهم.
شاید گاهی به یک نقطه نیاز داریم تا تصمیم بگیریم مسیری را امتحان کنیم و در پیش بگیریم که با روحیه مان سازگارتر است‌.

طراحی و نقاشیخط را شروع کردم و پس از مدتی توسط یکی از آشنایان عزیز با آبرنگهای روسی و باکیفیتِ امروزی آشنا شدم.
پیگمنت‌های قوی و رنگ‌های شفاف، دیدگاه کودکی‌ام درباره آبرنگ را به‌کلی تغییر داد.

اینکه چه زمانی تصمیم گرفتم آبرنگ را به‌صورت جدی دنبال کنم دقیق خاطرم نیست. به گمانم سال ۹۹ بود که به مناسب تولدم برای دو هفته، نقاشی آبرنگ به خودم هدیه دادم، دوهفته‌ای که تااکنون ادامه داشته است.

اگرچه اولین آبرنگی که دربزرگسالی خریداری کردم یک جعبه دوازده‌تایی با رنگ‌های نسبتا گچی بود‌ اما همان هم از آبرنگ بی‌رنگ کودکی‌ام به مراتب بهتر و باکیفیت‌تر بود.

به‌لطف اینترنت با مقدمات و چهار تکنیک‌ اصلی آبرنگ آشناشدم.
در روش خیس‌درخیس، جریان و حرکت رنگ‌ها در آب شگفت‌انگیز بود و درعین حال پر از آرامش، که دلیلی شد تا یادگیری این تکنیک را انتخاب کنم. به نظرم آبرنگ پر از معماست که باید حل شود و پر از رمز و رازی که تمامی ندارد.